تبليغاتX
سهم من اینست - فیلسوف

 

مورچه هه مث یه پیرمرد اخمو

سرشو انداخته پائین و تو فکر خودشه و

اصلآ حواسشم نیست که داره لب بشقاب من راه میره

میگیرمش

آروم، طوری که نمیره

میگم اوهوی...یادت ندادن توی شام مردم وول نزنی؟

سرشو بلند میکنه و نگاهم میکنه...

ولی بدون اینکه منو واقعآ ببینه، یهو چشماش برق میزنه ومیگه: یافتم! یافتم!

و بسرعت از کف دستم میپره پائین و میره...

+ نوشته شده توسط M.A. در 87/03/22 و ساعت |